
كم كم داره هوا خوب مي شه...وقتي هوا مي گيره من مي دونم كه روزم خيلي با روزهاي ديگه فرق مي كنه...وقتي هوا باروني اه طعم صداي ترومپت و پيانو خيلي راحت تر زير زبونم مي چرخه...حس عجيبي اه واقعا...كه مي دونم بعضي هاتون مثل من ممكنه اين حس رو تجربه كنيد ولي ندونيد كه چه اسمي مي شه روش گذاشت...بهتره دنبال اسمش نباشيم...دستامونو بكنيم تو جيبامون...و بگذاريم همينطور كه شوپن مارش عزاش رو مي نوازه قطره هاي بارون زمين رو برق بندازه....
يكي از مسائلي كه بيشتر از هر موقع ديگه اي در فصل خزون و زمستون به سراغم مي آد مساله ي تنهايي اه.كنار اومدن با تنهايی...منظورم اينه كه ممكنه در طول سال همه ی روز هام رو بتونم به تنهايی بگذرونم ولي توي روزهاي باروني و برفي قضيه خيلي فرق مي كنه،نمي تونم انكار كنم كه تنهايي زير بارون قدم زدن يك خوشي غريبي داره ولي گاهي اوقات ترجيح مي دم اين خوشي غريب رو نداشته باشم و به جاش كسي باشه كه بتونم حرف هام رو باهاش در ميون بگذارم و بتونم لذت حس كردن بوي علف خيس خورده و خاک نم دار رو باهاش تقسيم كنم.اين در ميون گذاشتن حرف ها مخاطب خاصي رو مي طلبه كه هركسي مي تونه براي خودش تصوري از اون مخاطب داشته باشه.خيلي خوبه كه كسي باشه كه بتونه تو رو بفهمه...تمام و كمال...البته اين شايد خيلي ايده آليستيك باشه مي دونم ولي خب وقتي كسي كه كنارت قدم مي زنه بتونه به معناي واقعي بهت انرژی مثبت بده اون موقع است كه از تك تك لحظاتت حتي از هم زدن پلك هات هم لذت مي بری ...
از اين به بعد سعي مي كنم هر چند وقت يك بار يك پيشنهاد بدم.يك پيشنهاد از هر نوعي كه بشه با افتخار بشه در ويترين پيشنهادات گذاشتش...
پيشنهاد اين دفعه يك موزيك مشهوره...يك ترانه ي خيلي دل انگيز...besame mucho كه اولين بار خانم کونسوئلو ولازکوئز (Consuelo Velazquez) به دنیا آوردش و بعد خواننده هاي زيادي مثل دين مارتين،فرانك سيناترا،الويس پريسلي،نات كينگ كول يا حتي گروه لوس پانچوس و دومینگوی مشهور اجراش كردند.اگر تونستيد و علاقه مند بوديد مي تونيد اين ترانه كه به حال و هواي اين روز ها هم نزديك هستش رو دانلود و بشنوید.
اين هم دو لینک کمکی كه بتونيد اطلاعات بيشتري در مورد این ترانه به دست بياريد.
به بهانه درگذشت یک ترانه سرای لاتین
Besame mucho
+ نوشته شده توسط محمدحسین(الیاس) توکلی در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت
22:45 |