تبليغاتX
UNTOLD TALE

chet baker my funny valentine

Writer(s): rodgers/hart

My funny valentine
Sweet comic valentine
You make me smile with my heart
Your looks are laughable
Unphotographable
Yet youre my favourite work of art

Is your figure less than greek
Is your mouth a little weak
When you open it to speak
Are you smart?

But dont change a hair for me
Not if you care for me
Stay little valentine stay
Each day is valentines day

Is your figure less than greek
Is your mouth a little weak
When you open it to speak
Are you smart

But dont you change one hair for me
Not if you care for me
Stay little valentine stay
Each day is valentines day

-------------------------------------------------------

همون ترانه ی معروف که چت موقعی که با گروه گری مولیگان کار می کرد رکورد کرد و بسیار محبوب شد...........

+ نوشته شده توسط محمدحسین(الیاس) توکلی در جمعه بیست و هشتم دی 1386 و ساعت 14:28 |


چت بيكر متولد شده با نام چزنی هنری بیکر جونیور،در Yale،Oklahama در 23 دسامبر 1929 و بزرگ شده در خانواده اي اهل موسيقي بود(پدرش نوازنده ي گيتار بود.).چت فعالیت موسیقی اش را به عنوان یک کودک در گروه کر کلیسا آغاز کرد.پدرش ترومبونی برای چت به خانه آورد که شروع به نواختنش کند،ترومبون بعدها جایش را با یک ترومپت عوض کرد.چرا كه ترومبون برای چت خیلی بزرگ بود.اولین کارآموزی موسیقی او در دبیرستان Glendale junior بود.
در 1946،در 16 سالگی،دبيرستان را ترك كرد و در ارتش نام نویسی کرد،او را به برلین،آلمان فرستادند.جایی که در 298 امین گروه ارتش نوازندگی می کرد.پس از خروجش در 1948،در کالج El camino در لوس آنجلس نام نویسی کرد،جایی که شروع به یادگیری تیوری و هارمونی در حین نوازندگی در کلوب های جاز کرد.در میانه ی دومین سال کالج را ترک و دوباره در 1950 در ارتش نام نویسی کرد و یکی از اعضای ششمین گروه ارتشی در Presidio در سانفرانسیسکو شد،اما شروع بودنش در کلوب هایی همچون Bop City و یا Black Hawk در The City(منطقه اي تجاري در لندن)،و عنقریب  اخراجش از ارتش سبب شد كه كارش را به عنوان يك موزيسين حرفه اي دنبال كند.... 
(
بیکر در ابتدا برای گروه Vido Musso نوازندگی می کرد،و همچنين با Stan Getz همكاري داشت.شانس به او رو آورد،زمانی که در بهار 1952 براي نوازندگی قطعاتی به همراه Charlie Parker در تستي به همين خاطر جهت ضبط سري West Coast Engagement  انتخاب شد و در حقيقت آغاز کارش با یک آلتو ساکسیفونیست در کلوب tifanny در لوس آنجلس در 29 می 1952 بود.تابستان همان سال او نوازندگی را در گروه 4 نفری Gerry Mulligan تجربه کرد،گروه بدون پیانویی که متشکل از باریتون ساکس،ترومپت،باس و درام بود.گروه در دوران فعالیتش در Hage و طي رکورد اجرای فرم جدیدي از ركوردهاي پاسیفیک جاز توجه همگان را جلب کرد.چت بيكر با استناد به تك نوازي هاي بسيار خوبش محبوبيت زيادي كسب كرد.عوامل متعددي گروه به Mulligan/Baker جايگاه ويژه اي مي داد،مهمترين آنها اثر متقابل بين Mulligan(نوازنده ي باريتون ساكس) و Baker(نوازنده ي ترومپت) بود.به جاي نواختن با يك كوك از روي لاين هاي ملودي همچون غول هاي سبك Bebop ،چارلي پاركر و Dizzy Gillespie،اين دو با آِجاد چند صوتي به نوعي يكديگر را تكميل مي كردند و اين طور به نظر مي رسيد كه اين دو نفر با خواندن فكر هم مي دانند كه حركت بعدي چطور شكل خواهد گرفت و چه كسي چطور خواهد نواخت.نقطه ي عطف همكاري چت با اين گروه ركورد جاودانه ي او "My Funny Valentine" بود كه بعدها خود را مالكش دانست.  


گروه Gerry Mulligan کمتر از یک سال دیگر دوام آورد،و زمانی که رهبر گروه به حکم مصرف و پخش مواد مخدر دستگیر شد،در ژوین 1953 گروه به پایان راه رسید.
 چت خیلی سریع گروه 4 نفره اش را راه انداخت،و در ابتدا با این اعضا کارش را آغاز کرد.Russ Freeman به عنوان پیانیست،Red Mitchel عهده دار باس،Bobby White به عنوان درامر و خودش،نوازنده ي ترمپت و خواننده.
بیکر در چندین جا موفق به دریافت جایزه شد(که از جمله ي آن جايزه ي Downbeat Jazz-بالا تر از Milles david- و جايزه ي Metronome بود.)او به دليل زيبايي و استعداد درخشانش در خوانندگي به نوعي تبديل به نماد سبك West Coast "Cool school of jazz""شده بود.در سال های بعد،در 1954،پاسیفیک جاز"Chet Baker sings" را منتشر کرد،آلبومی که محبوبیت و شهرتش را از قبل بیشتر کرد به استثنای طرفداران جاز سنتی!در سال 1955،برای اولین بار به ایفای نقش در فیلم Hell`s Horizonپرداخت.او پیشنهاد استودیو برای بستن قرارداد را رد کرد و از سپتامبر 1955 تا آپریل 1956 به تور اروپایی اش رفت.وقتی که به آمریکا برگشت،تشكيل گروه پنج نفره ای به همراه ساکسیفونیست Phil Urso و پیانیست Bobby Timmons داد.بر خلاف شهرتش به جهت نوازندگی آرام و بی قیدش،بیکر بیشتر با این گروه متمایل به سبک Bop(يكي از اولين سبك هاي جاز مدرن كه در دهه ي 40 به بعد وارد موسيقي جاز شد) بود،که حاصل آن آلبوم "Chet baker & Crew" برای پاسیفیک جاز در جولای 1956 بود..
بیکر در فوریه ی 1957 به همراه Birdland All stars توری به آمریکا ترتیب داد و یک سال بعد از آن به همراه همين گروه به اروپا رفت.بعد ها در سال 1959 به اروپا برگشت و در ايتاليا مستقر شد.در طول اقامتش در ایتالیا به ایفای نقش در فیلم  Urtalori Alla Sbarraپرداخت.در 1960،داستان زندگي اش بهانه اي براي ساخت فيلم"All the fine young cannibals بود كه Robert Wagner(در نقش Chad Bixby)در آن ظاهر شد.


حول و هش 1950 بیکر به هرویین معتاد شد و در چندین وهله و چندین مرحله زندانی شد،اعتیاد او مانع فعالیتش در دهه 60 شد.در تابستان 1960 دستگيرش كردند و نزدیک به یک سال و نیم را پشت میله های زندان گذراند.به مجرد خروج از زندان در 1962  "Chet Is Back"(که بعد ها به نامهای"جلسات The Italian Sessions"" و "Somewhere over the rainbow"  مجددا منتشر شد.)را ضبط کرد.مدتی بعد او را در آلمان شرقی توقیف و ابتدا به سوییس و بعد به فرانسه و در آخر به انگلستان تبعید کردند،در آگوست 1962 در فیلم "Stolen Hours" در نقش خودش(چت بیکر) ظاهر شد.در مارس 1963 او را از انگلستان به جرم حمل و مصرف مواد مخدر بيرون راندند.چت بيش از يك سال در پاريس و بعد در اسپانيا زندگي كرد و همانجا هم به اجراي برنامه مي پرداخت،اما بعد از دستگیری مجدد در آلمان شرقی ،او را به ايالات متحده برگرداندند.بعد از 5 سال زندگي در اروپا در 3 مارس 1964 به آمریکا برگشت،و در میانه ی دهه ی 60 بیشتر در نیویورک و لوس آنجلس به نوازندگی پرداخت،ساز اصلی اش را به طور موقت از ترومپت به فلوگهورن تغییر داد.در طول این دوران بود که او براي احياي موقعيت اش قطعات مجزا و فوق العاده اي ضبط کرد.در تابستان 1966 بعد از اجراي زنده اي در سان فرانسيسكو،درگیری بسیار شدیدی  مرتبط با مصرف موادش داشت.زخم عميقي بر لب هايش نقش بست و دندان هاي جلويي اش شكست و ضرر هنگفتي به خاطر نداشتن شاهدي قابل اتكا در آن حادثه متحمل شد و حتي اشاره شده بود كه داستاني از خودش در آورده!
در اواخر دهه ی 60 دندان های چت به دليل سو استعمال مواد رو به پوسیدگی رفت و دندان های مصنوعی جای آنها را گرفت که موجب تلاش مجدد او براي طرز بیان درست و نوازندگی به همراه این نوع دندان بود.طي سال هاي 1966 تا 1974 چت بيشتر فلوگهورن مي زد و آهنگ هايي با حس و حال خودش ضبط مي كرد.گرچه او مصرف مواد را به طور كامل كنار نگذاشت اما با مصرف متادن تا حدودي آن را كنترل كرد.سرانجام به نيويورك سيتي رفت و مشتاقانه و به طور جدي شروع به ركورد به همراه جمعي از شناخته شده هاي موسيقي جاز همچون Jim Hall كرد و سر انجام بازگشت دلپذيري با اجرايي در يكي از برجسته ترين كلوب هاي نيويورك داشت...
در نوامبر 1974 كنسرتي به همراه Gerry Mulligan در تالار Carnegie برگزار كرد.در ميانه ي دهه ي هفتاد به اروپا برگشت و ادامه ي زندگي اش را در آنجا گذراند،جايي كه  دوستش Diane Vavra چه در نيازهاي شخصي و چه در طول اجراها و ركورد هايش همواره پشتيبانش بود.سفرهاي گاه و بيگاهي هم به ژاپن داشت و جدا از آن دوره اي بود كه موقت براي تعداد كمي اجرا به ايالات متحده برگشت.
به هر حال او اقامتگاه دايمي اي نداشت. 
در 1987،عکاس/کارگردان،Bruce Webber اقدام به ساخت مستندی درباره ی بیکر کرد.سال بعد از آن در روز جمعه 13 مي 1988 بیکر در یک سانحه بعد از مصرف هرویین و کوکایین از پنجره ی هتلی در آمستردام سقوط کرد و به دليل جراحت شديدي كه به سرش وارد شد جان خودش را از دست داد.رييس هتل آدعا كرد كه اتاق بيكر از داخل قفل بوده و هيچ نشاني گواه بر يك منازعه ديده نشده.مقادير زيادي كوكايين و هرويين در اتاق او پيدا شد،علاوه بر آن كالبد شكافي وجود هرويين و كوكايين در بدنش را تاييد كرد.حتي يك سري شايعات وجود داشت مبني بر اين كه متن خودكشي از او به جا مانده كه اين قضيه به صورت رازي باقي ماند.
 از آن به بعد پلاك كوچكي درخارج هتل prins Hendrik به رسم يادبود و احترام به او نگه داشته مي شود.
جسد بيكر را براي تدفين به خانه اش آوردند و در گورستان پارك Inglewood در اينگلوود،كاليفرنيا به خاك سپردند.

 

فیلم وبر"Let`s Get Lost""در سپتامبر 1988 به نمایش در آمد و بسیار مورد تحسین قرار گرفت به طوری که نامزدی جایزه ی اسکار را برايش به ارمغان آورد.در 1977 زندگینامه ی ناتمام چت بیکر با عنوان "As  Though I Had Wings:The Lost Memoir" به چاپ رسید و شرکت میراماکس حق انحصاری  برای ساخت فیلمی از آن را خریداری کرد.

نیازهميشگي چت به پول برای تهيه و مصرف مواد مخدر سبب این شد که او خیلی از پیشنهادات درخواست هاي ضبط را قبول كند كه رد كردن آن ها از طرف او محتمل تر به نظر مي رسيد.در حالی که بي اعتباري اش او را از همكاري طولاني مدت با كمپاني ها باز مي داشت.
در نتیجه دیسکوگرافی او گسترده،وسيع و متاسفانه ناهموار است...
------------------------------------------------------------------------------------
يكي از نكاتي كه در مورد چت مطرح مي شه اين است كه او تحصيلات موسيقيايي نداشت و چيزي را كه مي شنيد مي نواخت.بايد در مورد اين قضيه بگم كه اين درسته كه چت از راه شنيدن شروع به نواخت چيزي مي كرد و خيلي زود با آهنگ و لحن و در واقع tune ها آشنا شد كه شايد همين قضيه اين تصور غلط را به وجود آورده كه او تحصيلات موسيقي نداشته.در سال 1987 Herbie Hancock در مورد ترانه ي "Fair`s Weather" گفت:"من فراموش كرده بودم كه چت موسيقي نخوانده.به ياد مي آرم كه چقدر زيبا آن آهنگ را مي نواخت.او از هارموني ها بخ خوبي پيروي مي كرد،انگار كه در سراسر عمرش مي دانسته."
ممكن است منظور Honcock از اينكه بيكر موسيقي "نخوانده" اين بوده كه او بسيار راحت از حالتي نوازندگي مي كرده كه از روي نت هاي پرينت شده پيروي كند.خود بيكر در مصاحبه اي با زندگي نامه نگار J de Walk گفت:"من نمي تونم كه نت هاي موسيقي رو بخونم.من فقط مي تونم لاين هاي ملودي اي كه براي ترومپت نوشته شده را بخونم.اما سمبل هاي موسيقيايي چيزي بهم نمي گن!يك زماني براي تمرين موسيقي به دبيرستان جونيور رفتم.اين تنها تعليمي بود كه من ديدم."
اينكه چت بيكر آهنگساز نبوده اين باور را به وجود آورده كه او از لحاظ موسيقيايي بي سواد بوده اما اين به نظر يكي از قابليت هاي چت بيكر بوده كه ميتونسته چيزي كه در سرشه را بنوازه.


+ نوشته شده توسط محمدحسین(الیاس) توکلی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 17:57 |
اين روزا يه جوري ام....

وقتي مي گم يه جوري ام يعني واقعا يه جوري ام...

حس عجيب غريب....

حس آميخته شده با شوپن...چت بيكر...باخ...ري چارلز....

و حسي كه دلم رو حسابي قلقلك كي ده...............

كسي هست كه چت بيكر رو بشناسه؟

چت بيكر

+ نوشته شده توسط محمدحسین(الیاس) توکلی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 15:1 |

توی پیاده رو یه پسر خیلی کوچولو دیدم.

که یه کتاب تو دستش بود و جلو چشماش باز بود.پسره هم با عشق ورقش می زد و می خوندش،رفتم طرفش و خم شدم و با اينكه خم شدم ولي هم قدش نشدم.

خيلي كوچولو گفتم:"پسر كوچولو،اون كتابي كه داري مي خوني اسمش چيه؟"

پسره هيچي نگفت.فقط بهم خيره نگاه كرد.گفتم:"كوچولو نمي گي اسم اون كتابي كه تو دستته چيه؟"

يه ذره نگاه كرد...آخر گفت:"مي دوني آقا مامانم رفته يه چيزي از خونه بياره،سريع بر مي گرده."

گفتم:"چه خوب...حالا مي گي اسم كتابه چيه؟"

پسره لبشو جمع كرد و گفت:"الاني هاست كه مامانم مي آد،بهم گفت كه خيلي سريع برميگرده."

قيافه اش واقعا شبيه بچه كوچولو ها شده بود.براي همين صدامو ريز تر كردم-سعي كردم:

"كوچولو...من حتي مامانتو نمي شناسم فقط مي خوام اسم اون كتابي كه داشتي مي خوندي رو بدونم."

شايد نبايد مي گفتم كه مامانشو نمي شناسم چون احساس كردم بغز كرده.

صداش مي لرزيد:"فكر كنم الان تو راه پله باشه،گفته بود كه دو دقيقه هم طول نمي كشه."

نمي تونستم به اين فكر كنم كه بچه هه جيش ميش داره چون صاف...وايساده بود سر جاش!

صدام رو كه ريز كرده بودم،بعد يه جورايي نشستم رو كف پام.گفتم:"مامان دروغ نمي گن،اگه گفته مي آد،مي آد.حالا اسم اون كتابه رو بگو تا مامانت بياد."

كتابو محكمتر گرفت تو بغلش.انگار داشت مچاله اش مي كرد...كتاب بيچاره...

"آقا...اگه مامانا دروغ نمي گن بايد الان ديگه مامانم پشت در باشه.

نمي خواستم كتابه رو حتي از دستش بگيرم يا بكشم،فقط داشتم روي كتابه رو بر مي گردوندم تا بفهمم اسم لعنتي اش چي اه...دستم رو خيلي آروم بردم طرف پسره...رفت عقب...

مامانش دروغ نگفته بود.چون همون موقع درو باز كرد...كتاب لعنتي...

پسره زد زير گريه...روش رو كرد به مامانش و زار زد،نمي دونم...داد زد:"مامان...اين آقاهه مي خواست منو با كتابم بدزده........... ."

 

+ نوشته شده توسط محمدحسین(الیاس) توکلی در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 22:27 |